محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
176
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ذرينى اعانق منك القضي * ب و ارشف من ثغرك السلسبيل « 22 » چون حوادث دگرگون شد و فتنهها و جنگهاى ميان ملوك الطوايف به عاقبت محتوم خود رسيد و آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله براى تصرف بلادشان دندان تيز كرد و آنها را به جان هم انداخت و نخست در سال 478 ه بر طليطله ظفر يافت ، در اين حال ، امراى طوايف و مقدم بر ايشان المعتمد بن عباد از امير المسلمين يوسف بن تاشفين مرابطى يارى خواستند . ابو يحيى المعتصم بن صمادح از آغاز ، اين انديشه را نپذيرفته بود ؛ زيرا مملكت او در جنوب اندلس بود و او از سوى مسيحيان احساس خطرى نمىكرد بر خلاف ابن عباد و ابن الافطس . از سوى ديگر او نيز چون بعضى ديگر از امراى طوايف ، دعوت كردن مرابطون را به اندلس عملى خطرناك مىشمرد . « 23 » با وجود اين هنگامى كه در ماه ربيع الاخر سال 479 ه / 1086 م امير المسلمين از آب گذشت و به اندلس قدم نهاد از يارى او دريغ نورزيد و افواجى از لشكر خود را در اختيارش گذاشت . علاوه بر اين ، با هدايا و تحف گرانبها به او تقرب جست . امير المسلمين نيز او را به خود نزديك ساخت و مورد توجه قرار داد . يوسف بن تاشفين از ميان امراى طوايف دو تن را بيش از ديگران مورد الطاف خود قرار داد : يكى المعتصم بن صمادح و ديگرى المعتمد بن عباد ، و همواره به ياران خود مىگفت ايندو ، دو مرد اين جزيرهاند . عبد الواحد المراكشى مىگويد المعتصم و ابن عباد به يكديگر كينه و حسد مىورزيدند و چند بار به ديدار هم رفتند شايد گرد كدورت از ميان برخيزد . المعتمد بن عباد ، المعتصم ابن صمادح را در قصرش در المريه ديدار كرد و المعتصم نيز به اكرام او مجلس عظيمى ترتيب داد ؛ ولى همچنان كينه در اعماق دلشان جاى گرفته بود . چون المعتصم احساس كرد كه در نزد امير المسلمين منزلتى يافته است به كار توطئه بر ضد المعتمد بن عباد پرداخت تا مگر او را بر ضد رقيبش برانگيزد . قضا را امير المسلمين نيز چنان كه بعدها خواهيم ديد مردى بىتدبير و كوتهبين بود . « 24 »
--> ( 22 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 241 . ( 23 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 104 . دوزى : 421 . p , III . V , . tsiH ( 24 ) . عبد الواحد المراكشى : المعجب ، ص 73 و 74 .